باسمه تعالی(ادامه از قسمت قبل:شناخت....)
ج) زینت دادن: زینت دادن کارها یکى دیگر از شعبات وعده شیطانى و سلاح او در جنگ با انسان است. حقیقت و چگونگى آن به این صورت است که: «شیطان براى این که انسان را به ارتکاب معاصى و کارهاى زشت بکشد، تلاش مىکند تا عمل زشت در نظر آدمى زیبا جلوه کند و در نتیجه، کار زشت، محبوب و مجذوب او گردد. شیطان در این راه از تحریک شهوات، هوسها، صفات زشت و ناپسند و تهییج عواطف درونى مربوط به آن عمل کمک مىگیرد و با تحت الشعاع قرار دادن شهوات و هوسها تلاش مىکند که آن عمل زشت به صورت کارى عاقلانه، منطقى و دوست داشتنى به نظر آید و قلب آن قدر متوجّه ظاهر دروغینش شود که دیگر فرصتى براى تعقّل در عواقب وخیم و آثار سوء و شوم آن پیدا ننماید.»[5]
خداوند تبارک و تعالى در رابطه با زینت دادن کارها توسط شیطان فرموده:
«تَاللَّهِ لَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِکَ فَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَهُوَ وَلِیُّهُمُ الْیَوْمَ وَ لَهُمْ عَذابٌ أَلیمٌ؛ به خدا سوگند، به سوى امتهاى پیش از تو پیامبرانى فرستادیم، امّا شیطان اعمالشان را در نظرشان آراست و امروز او ولىّ و سرپرستشان است و مجازات دردناکى براى آنهاست»!(نحل/ 63).
در جاى دیگر؛ در بیان سرنوشت گذشتگان و امّتهاى قبل از پیامبر اکرمصلى الله علیه وآله در رابطه با قوم عاد و ثمود مىفرماید:
«وَ عاداً وَ ثَمُودَ وَ قَدْ تَبَیَّنَ لَکُمْ مِنْ مَساکِنِهِمْ وَ زَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطانُ أَعْمالَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ السَّبیلِ وَ کانُوا مُسْتَبْصِرینَ؛ ما طایفه «عاد» و «ثمود» را نیز (هلاک کردیم)، و مساکن (ویران شده) آنان براى شما آشکار است؛ شیطان اعمالشان را براى آنان آراسته بود، از این رو آنان را از راه (خدا) بازداشت در حالى که بینا بودند».(عنکبوت، آیه 38).
خلاصه اینکه: آنچه ذکر شده نمونهاى از ابزار و وسایل کار شیطان است که در به انحراف کشیدن انسانها به کار مىگیرد. او براى رسیدن به هدف خویش، یعنى به تباهى کشاندن انسان، از هر وسیله ممکنى استفاده مىکند که براى تأیید این مطلب، به دو جریان زیر توجّه فرمایید:
1- روزى شیطان ملعون در حالى که زنجیر و رشتههایى در دست داشت به نزد حضرت یحیى بن زکریاعلیهما السلام ظاهر شد.
یحیىعلیه السلام پرسید: اى ابلیس این رشتهها چیست که در دست توست؟
شیطان گفت: این رشتهها انواع علایق، امیال و شهوتهایى است که من در فرزندان آدم یافتهام.
یحیىعلیه السلام فرمود: آیا براى من نیز از این رشتهها چیزى هست؟
گفت: آرى، هنگامى که از خوردن غذا سیر مىشوى، سنگین مىشوى، به همین سبب نسبت به نماز، ذکر و مناجات خداى خود بى رغبت مىشوى.
یحیىعلیه السلام با شنیدن این سخن فرمود: بخدا سوگند که از این زمان به بعد هرگز شکم خود را از غذا پر نخواهم کرد.
ابلیس هم گفت : بخدا قسم من نیز از این به بعد هرگز کسى را نصیحت نخواهم کرد.[6]
2- خواب معروفى نقل مىکنند که در زمان شیخ انصارى یک کسى خواب دید که شیطان در نقطهاى (قضیه مربوط به نجف است) تعداد زیادى افسار همراه خودش دارد ولى افسارها مختلف است بعضى از افسارها خیلى شل است طناب بسیار ضعیفى را به صورت افسار درآورده است یکى دیگر افسار چرمى ، یکى دیگر زنجیرى، زنجیرهاى مختلف و بعضى از زنجیرها خیلى کلفت است . در میان اینها یک افسار خیلى کلفت و زنجیر قوى بود که خیلى جالب بود.
از شیطان پرسید: اینها چیست؟
- اینها افسارهایى است که به کله بنى آدم مىزنم و آنها را به طرف گناه مىکشانم. آن افسار خیلى کلفت، نظر این شخص را جلب کرد، گفت: آن براى کیست؟
- این براى یک آدم خیلى گردن کلفتى است.
- کى؟
- شیخ انصارى.
- چطور؟
- اتفاقا دیشب زدم به کلهاش یک چند قدم آوردم ولى زد آن را پاره کرد.
- حالا افسار ماها کجاست؟
- شما که افسار نمىخواهید، شما دنبال من هستند! این افسار مال آنهایى است که دنبال من نمىآیند. آن شخص صبح آمد خواب را براى شیخ انصارى نقل کرد.
مثل اینکه شبى بوده شیخ خیلى اضطرار پیدا مىکند و پولى که بابت سهم امام بوده و فردا بایستى تقسیم مىکرده است به عنوان قرض از آن چیزى بر مىدارد؛ مىآید تا دم در، ولى پشیمان مىشود، دوباره برمى گردد مىگذارد سرجایش. شیطان که گفته بود زنجیر را زدم به کلهاش و او را چند قدم آوردم ولى بعد پاره کرد و رفت ، قضیه این بوده است.[7]
خداوند مىفرماید: براى اینکه از حمله و وسوسه شیطان در امان بمانید، دو خصیصه باید در شما وجود داشته باشد.
الف) وقتى دچار وسوسه شیطان شدید، متوجّه این مطلب شوید که شیطان جز به اذن خداوند متعال، ضررى به شما نخواهد زد.
«... وَ لَیْسَ بِضارِّهِمْ شَیْئاً اِلاّ بِاِذْنِ اللَّهِ...؛ ولى (شیطان) نمىتواند هیچ گونه ضررى به آنها برساند جز بفرمان خدا».( مجادله / 10).
به این وسیله به یاد خدا افتاده و متذکّر این مطلب شوید که پروردگارتان خدایى است که مالک و مربّى شما بوده و همه امور به دست با کفایت اوست و او بهترین و مطمئنترین پناهگاه براى شما است و در نتیجه بینا گردید.
«اِنَّ الَّذینَ اتَّقَوْا اِذا مَسَّهُمْ طائِفٌ مِنَ الشَّیْطانِ تَذَکَّرُوا فَاِذا هُمْ مُبْصِرُونَ؛ پرهیزگاران هنگامى که گرفتار وسوسههاى شیطان شوند، به یاد (خدا و پاداش و کیفر او) مىافتند؛ و (در پرتو یاد او، راه حق را مىبینند و) ناگهان بینا مىگردند». (اعراف / 201).
ب) پس از این یاد آورى و بینایى، خود را در پناه خدا قرار دهید.
«وَ اِمَّا یَنْزَغَنَّکَ مِنَ الشَّیْطانِ نَزْغٌ فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ اِنَّهُ سَمیعٌ عَلیمٌ؛ و هرگاه وسوسهاى از شیطان به تو رسد، به خدا پناه بر؛ که او شنونده و داناست». (اعراف / 200).
و بر او توکّل نمایید.
«فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُؤْمِنُونَ؛ پس مؤمنان تنها بر خدا توکّل کنند»! ( مجادله / 10).
زیرا کسى که به خدا ایمان داشته باشد و بر او توّکل کند، شیطان سلطهاى بر او نخواهد داشت.
«اِنَّهُ لَیْسَ لَهُ سُلْطانٌ عَلَى الَّذینَ آمَنُوا وَ عَلى رَبِّهِمْ یَتَوَکَّلُونَ؛ چرا که او، بر کسانى که ایمان دارند و بر پروردگارشان توکّل مىکنند، تسلّطى ندارد».( نحل / 99).
پس از آگاهى به وجود دشمن، و اطلاع از سلاحهایى که در میدان نبرد به کار مىگیرد، و دانستن این مطلب که چگونه از خود دفاع کنیم، نوبت به مرحله چهارم، یعنى اعتنا و اهمیّت دادن به دانستهها و به عمل در آوردن آنها مىرسد. مثلاً در مورد شیطان؛ پس از آگاهى به دشمنى شیطان و این که وعده به فقر، یکى از سلاحهاى حمله او به انسان است، و نیز اطلاع از این که اوّلاً؛ بدون اذن خداى متعال کسى نمىتواند بر کسى دیگر زیانى وارد نماید، و ثانیاً؛ «این خداست که بىنیاز مىکند و سرمایه مىدهد.»[8] و ثالثاً؛ خداوند تبارک و تعالى مالک و مربّى ما بوده و همه کارها در دست اوست و او بهترین و مطمئنترین پناهگاه براى ما مىباشد، و رابعاً؛ خداوند در رابطه با انفاق، وعدههایى داده است[9] که خلف وعده نمىکند، (پس از دانستن این امور) نوبت به مرحله عمل مىرسد.
این دانستهها گرچه نقش بسیار مهمى در پیروزى انسان دارد، امّا به تنهایى کافى نبوده، و باید این دانستهها را به عمل در آورد و به خواست الهى با پیاده نمودن آنها در خارج از حمله شیطان در امان ماند و در میدان نبرد با شیطان سرافراز بدر آمد.
کوتاه سخن اینکه؛ پس از فراگیرى آنچه در دفاع از خود باید دانست، و به اجرا در آوردن دانستههاست که حمله دشمن دفع مىگردد و شخص، از تهدید دشمن در امان مىماند.
--------------------------------------------------------------------
[5] . ترجمه المیزان، ج 9، ص 127 و تفسیر نمونه، ج 7، ص 199.
[6] . برگرفته از کتاب یکصد موضوع پانصد داستان، اثر على اکبر صداقت.
[7] . برگرفته از کتاب حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیت الله مرتضى مطهرى.
[8] . وَ اَنَّهُ هُوَ اَغْنى وَ اَقْنى. (النجم، / 48.).
[9] . جهت اطلاع از وعدهاى خداوند در رابطه با انفاق به آیاتى همچون آیات 274،271، 262، 261 از سوره بقره و آیات 7 از سوره حدید، 104 از سوره توبه، 39 از سوره سباء و دیگر آیات که در این رابطه وارده شده است مرجعه فرمایید.
[5] . ترجمه المیزان، ج 9، ص 127 و تفسیر نمونه، ج 7، ص 199.
[6] . برگرفته از کتاب یکصد موضوع پانصد داستان، اثر على اکبر صداقت.
[7] . برگرفته از کتاب حکایتها و هدایتها در آثار استاد شهید آیت الله مرتضى مطهرى.
[8] . وَ اَنَّهُ هُوَ اَغْنى وَ اَقْنى. (النجم، / 48.).
[9] . جهت اطلاع از وعدهاى خداوند در رابطه با انفاق به آیاتى همچون آیات 274،271، 262، 261 از سوره بقره و آیات 7 از سوره حدید، 104 از سوره توبه، 39 از سوره سباء و دیگر آیات که در این رابطه وارده شده است مرجعه فرمایید.
بسم الله الرحمن الرحیم
هر آن که را دشمنى تهدید مىکند، براى در امان ماندن از تهدیدها و دفع حملههاى دشمن، امور زیر لازم است:
1- آگاهى به وجود دشمن.
2- آگاهى به نحوه و ابزارى که دشمن به وسیله آن حمله مىکند.
3- آشنایى با نحوه و ابزارى که به وسیله آن حملههاى دشمن دفع مىشود.
4- اعتناء و اهمّیّت دادن به دانستهها و به اجرا در آوردن آنها در خارج.
اگر یکى از چهار شرط بالا فراهم نبود، انتظار پیروزى دشمن بسیار بالا بوده و شخص تهدید شده فرصت دفاع از خود را نخواهد یافت و اگر هم فرصتى پیدا کرد و از خود دفاع نمود، کار ساز نبوده و شکست خواهد خورد.
براى ما انسانها علاوه بر دشمنانى از نوع بشر، دشمنى سرسخت از میان جن وجود دارد که دشمنى او از آغاز آفرینش آدمعلیه السلام تا آن هنگام که توانى در کالبد دارد ادامه خواهد یافت.
این دشمن، که شیطان نام دارد پس از نافرمانى از دستور الهى در مورد سجده آدم، از درگاه خدا رانده گشت و از سوى خداى سبحان به عنوان پاداش سالها عبادتش، فرصت یافت تا «یوم معلوم» در این دنیا بماند.
سؤال: حال که انسان دشمنى سرسخت به نام شیطان دارد که در گمراه کردن و به تباهى کشیدن او تمام شیوههاى ممکن را به کار مىگیرد، این سؤال مطرح مىشود که آیا امورى که در دفاع از خود لازم است براى انسان فراهم هست یا نه؟
جواب: خداوند تبارک و تعالى براى ما آنچه که در تحقّق امرهاى اوّل، دوّم و سوّم دخالت دارد به زبان قرآن و معصومینعلیهم السلام بیان فرموده، یعنى اوّلا؛ ما را به وجود شیطان آگاهى داد، دوماً؛ به ما ابزار و شیوههاى هجومش را شناساند، و سوماً؛ ابزار و راههاى دفاع در برابر شیطان را معرفى فرمود. بر انسان است که در دفاع از خود با مراجعه به قرآن و گفتار معصومینعلیهم السلام از وجود شیطان و ابزار و شیوههاى حمله او و چگونگى دفاع از خود را بیاموزد و با به کارگیرى آن از خود دفاع نماید.
در ادامه به ذکر آیاتى که در رابطه با سه مطلب بالا وارد شده است مىپردازیم.
1- آگاهى دادن به وجود دشمن
خداوند متعال در چندین آیه از قرآن کریم، شیطان را به عنوان دشمن انسانها معرفى مىکند، ایشان در این رابطه مىفرماید:
الف) «وَ قُلْ لِعِبادی یَقُولُوا الَّتی هِىَ اَحْسَنُ اِنَّ الشَّیْطانَ یَنْزَغُ بَیْنَهُمْ اِنَّ الشَّیْطانَ کانَ لِلْإِنْسانِ عَدُوّاً مُبیناً؛ به بندگانم بگو: «سخنى بگویند که بهترین باشد! چرا که (شیطان به وسیله سخنان ناموزون)، میان آنها فتنه و فساد مىکند؛ همیشه شیطان دشمن آشکارى براى انسان بوده است»!(اسراء / 53).
ب) «اِنَّ الشَّیْطانَ لَکُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوّاً اِنَّما یَدْعُوا حِزْبَهُ لِیَکُونُوا مِنْ اَصْحابِ السَّعیرِ؛ البتّه شیطان دشمن شماست، پس او را دشمن بدانید؛ او فقط حزبش را به این دعوت مىکند که اهل آتش سوزان (جهنّم) باشند»!(فاطر / 6).
2- آگاهى دادن به سلاح شیطان
وقتى به قرآن، کتاب هدایت بشر و سخنان مفسّران و مبیّنان قرآن، یعنى اهل بیتعلیهم السلام نظر افکنیم، مىیابیم که؛ وعده به فقر، زینت اعمال، آرزو و امورى دیگر به عنوان سلاح و ابزار فریب شیطان معرفى شدهاند، که در این راستا به ذکر چند آیه از قرآن کریم تبرّک مىجوییم.
الف) وعده به فقر: خداوند سبحان از فقر به عنوان ابزار فریب شیطان یاد مىکند، آنجا که فرموده:
«الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ یَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ یَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَلیمٌ؛ شیطان، شما را (به هنگام انفاق،) وعده فقر و تهیدستى مىدهد؛ و به فحشا (و زشتیها) امر مىکند؛ ولى خداوند وعده آمرزش و فزونى به شما مىدهد؛ و خداوند، قدرتش وسیع، و (به هر چیز) داناست. (به همین دلیل، به وعدههاى خود، وفا مىکند)».(بقره، آیه 268).
توضیح آیه: در این آیه میان وعده خداى واسع و علیم، و وعده شیطان مقابله افتاده، تا انفاقگران در دو وعده نظر کنند، و از آن دو، آنچه را صالحتر و نافعتر تشخیص دادند برگزینند.
از آنجایى که منشأ خود دارى مردم از انفاق مال طیّب، ترس از فقر است و این ترس خطاست، لذا خداوند با جمله: «الشیطان یعدکم الفقر»، به خطا بودن آن آگاهى داد و چون ممکن بود کسى توهّم کند که ترس نامبرده ترسى بجا است، هر چند از ناحیه شیطان باشد، لذا براى دفع این توهّم بعد از جمله: «الشیطان یعدکم الفقر» دو جمله را اضافه کرد، اوّل اینکه فرمود: «و یامرکم بالفحشاء»، یعنى هرگز از شیطان توقّع نداشته باشید که شما را به عملى درست بخواند، چرا که او جز به فحشا نمىخواند، پس خوددارى از انفاق مال طیّب به انگیزه ترس از فقر هرگز عملى بجا نیست، زیرا این خود دارى در نفسهاى شما ملکه امساک و بخل را رسوخ مىدهد، و به تدریج شما را بخیل مىسازد، در نتیجه کارتان به جایى مىرسد که اوامر و فرامین الهى مربوط به واجبات مالى را به آسانى رد کنید، و این کفر به خداى عظیم است، و هم باعث مىشود که مستمندان را در مهلکه فقر و بى چیزى بیفکنید، و از این راه اشخاصى تلف و آبروهایى هتک گردد، و بازار جنایت و فحشا رواج یابد.
جمله دوّم که خداوند اضافه فرمود همان است که فرمود: «و الله یعدکم مغفرة منه و فضلا و الله واسع علیم»، با اضافه نمودن این جمله خداى تعالى خواست این نکته را بیان نماید که در این مورد (انفاق) حقّى است و باطلى، و شقّ سوّم ندارد، اما حقّ همان طریق مستقیم است که از ناحیه خداى سبحان است، و باطل از ناحیه شیطان است.[1]
روایت: در تفسیر عیاشى ذیل آیه مورد بحث، روایتى به این مضمون آمده که، شخصى به نام هارون بن خارجه به محضر مبارک امام صادقعلیه السلام عرض مىکند: گاهى خوشحالىاى یا غمى در خود احساس مىکنم، امّا علّتش را در خود، و در مال و دوستم نمىیابم.
امام صادقعلیه السلام فرمود: بله درست است.[2] شیطان به قلب انسان نزدیک مىشود و مىگوید: اگر براى تو در نزد خداوند خیرى بود دشمنت را بالا سر تو قرار نمىداد و تو را محتاج او نمىگردانید، آیا انتظارى همانند انتظار گذشتگان دارى؟ این مطلب باعث مىشود که در خود غم و اندوه احساس کنى.
امامعلیه السلام در ادامه مى فرماید: فرشته به قلب نزدیک مىشود و مىگوید: اگر مىبینى که خداوند دشمنت را بالا سر تو قرار داده و تو را محتاجش گردانیده بدان که ایّام و روزهاى کمى است که به زودى سپرى خواهد شد، آنگاه مغفرت و فضل الهى نصیبت خواهد گشت. این امر باعث مىشود که در خود خوشحالى را دریابى. سپس امام صادقعلیه السلام فرمودند: این همان است که خداى تبارک و تعالى در قرآن کریم فرموده است: «الشَّیْطانُ یَعِدُکُمُ الْفَقْرَ...».[3]
ب) وعده و امیدوارى دادن: خداى تبارک و تعالى درباره کسانى که بجاى خداوند، شیطان را ولىّ خود مىگیرند، فرموده: «وَ مَنْ یَتَّخِذِ الشَّیْطانَ وَلِیّاً مِنْ دُونِ اللَّهِ فَقَدْ خَسِرَ خُسْراناً مُبیناً؛و هر کس، شیطان را به جاى خدا ولىِّ خود برگزیند، زیانِ آشکارى کرده است».(نساء، آیه 119). سپس در آیه 120 به یکى از ابزارهاى شیطان در انحراف انسانها اشاره مىکند و مىفرماید:
«یَعِدُهُمْ وَ یُمَنِّیهِمْ وَ ما یَعِدُهُمُ الشَّیْطانُ اِلاَّ غُرُوراً؛ شیطان (براى گمراه کردن انسان) وعده بسیار دهد و (مردم را به اوهام و خیالاتى) آرزومند و امیدوار کند ولى وعده و نوید شیطان چیزى بجز غرور و فریب خلق نیست».
روایت: در امالى صدوق به سند خود از امام صادقعلیه السلام روایت کرده که فرمود:
وقتى آیه «وَ الَّذینَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ ذَکَرُوا اللَّهَ فَاسْتَغْفَرُوا لِذُنُوبِهِمْ...» (آل عمران/ 135 و 136)، نازل شد ابلیس در مکّه، بالاى کوهى به نام «ثور» رفت و با آوازى بلند عفریتهاى خود را صدا زد، همه نزدش جمع شده و پرسیدند: اى آقاى ما! چه شده که ما را نزد خود خواندهاى؟ او گفت: این آیه نازل شده، کدامیک از شما اثر آن را مىتواند خنثى سازد؟ عفریتى از شیطانها برخاست و گفت: من به این طریق و آن طریق آن را خنثى مىکنم. شیطان گفت: نه، این کار از تو بر نمىآید. عفریتى دیگر برخاست و مثل همان سخن را گفت، و مثل آن پاسخ را شنید.
وسواس خنّاس گفت: این کار را به من واگذار، پرسید از چه راهى آن را خنثى خواهى کرد؟ گفت: به آنان وعده مىدهم، آرزومندشان مىکنم تا مرتکب خطا و گناه شوند، وقتى در گناه واقع شدند، استغفار را از یادشان مىبرم. شیطان گفت: آرى تو به درد این کار مىخورى، پس او را تا روز قیامت بر این کار گمارد.[4]
* باقر رجبی نژاد *بقیه دارد/.
[1] . توضیح از ترجمه المیزان، ج 2، ص 604.
[2] . امام علیه السلام در روایتى دیگر فرمود: اِنه لیس من احدٍ الا و معه مَلَک و شیطان.
[3] . عن هارون بن خارجة عن أبی عبد الله(ع) قال قلت له إنی اَفرَحُ من غیر فَرَحٍ أراه فی نفسی و لا فی مالی و لا فی صَدیقى ، و أحزِن من غیر حُزْنٍ أراه فی نفسی و لا فی مالی و لا فی صدیقی؟ قال: نعم، إن الشیطان یَلِمُّ بالقلب فیقول: لو کان لک عند الله خیرا ما أراک علیک عدوک و لا جعل بک إلیه حاجة هل تنتظر إلاّ مثل الذی انتظر الذین من قبلک فهل قالوا شیئا، فذاک الذی یَحزِن من غیر حُزن و أمّا الفَرَح فإن المَلَک یَلِمُّ بالقلب فیقول: إن کان الله أراک علیک عدوک و جعل بک إلیه حاجة، فإنما هی أیام قلائل أبشرُ بمغفرة من الله و فضل و هو قول الله: «الشیطان یعدکم الفقر و یأمرکم بالفحشاء و الله یعدکم مغفرة منه و فضلا». (تفسیر عیاشى،ج 1، ص 150).
[4] . امالى صدوق، ص 465 مجلس 71.
( اشک بر امام حسین علیه السلام بزرگراهی است بین خدا و بنده )
بعد سوار عرب به سید فرمود: حالا جناب بحرالعلوم , حضرت سیدالشهداء (ع ) هرچه از مال و منال و اهـل و عـیـال و پـسر و برادر و دختر و خواهر و سر و پیکر داشت همه را در راه خدا داد پس اگرخـداونـد بـه زائرین و گریه کنندگان آن همه اجر و ثواب بدهد, نباید تعجب نمود, چون خدا که خـدائیش را نمى تواند به سیدالشهداء (ع )بدهد, پس هر کارى که مى تواند, انجام مى دهد, یعنى باصـرف نظر از مقامات عالى خودش , به زوار و گریه کنندگان آن حضرت , درجاتى عنایت مى کند.در عین حال اینها را جزاى کامل براى فداکارى آن حضرت نمى داند.چون شخص عرب این مطالب را فرمود, از نظر سید بحرالعلوم(ره) غایب شد.
(مَثَل انسان) یکى از دانشمندان گوید: روزى در بیرون صحرا نشسته بودم، مورى را دیدم که دانه گندمى زیر خاک خاشاک پیدا کرد به چه زحمت و مشقّتى از زیر خار و خاشاک بیرون آورد و مقدار مسافتى راه پیمود هر جا که پست و بلندى بود آن دانه گندم را بزحمت مى برد.من هم عقب سرش رفتم ببینم بکجا مى رود. مسافت زیادى پیمود تا به لانه اش رسید. دیدم گنجشکى از بالا بپائین جست دانه گندم و خود مورچه را بلعید.بفکر رفتم آدمى اینهمه زحمت مى کشد ناگهان ملک الموت مى آید او را مى برد آنچه زحمت کشیده تمامش به هدر مى رود. یعنى : مال و جان را تا سوراخ گور مى آورد، آنجا از او گرفته و بدنش را زیر خاک مى کنند، نه فرش و نه چراغ ، نه انیس و مونس جز ایمان و عمل صالح هیچ چیز دیگر از او نمى خواهند.
